X
تبلیغات
به وبلاگ من خوش آمدید

رفـــیـــق تـــــنـــها
Rafighe Tanha
لینک دوستان
ای خدایه حکیم

همه جفتن  دارند  ما تکیم

مگر ما تخم لک لکیم

یا گاز فندکیم

یا تخم اردکیم

[ 93/01/27 ] [ 19:34 ] [ عیسی علوانی ]
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 ای که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست

عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست


‌عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا

عشق یعنی کوشش بی‌ادعا


عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی

عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی


عشق یعنی دشت گل کاری شده

در کویری چشمه‌ای جاری شده


یک شقایق در میان دشت خار

باور امکان با یک گل بهار


عشق یعنی ترش را شیرین کنی

عشق یعنی نیش را نوشین کنی


عشق یعنی این که انگوری کنی

عشق یعنی این که زنبوری کنی


عشق یعنی مهربانی در عمل

خلق کیفیت به کندوی عسل


عشق یعنی گل به جای خار باش

پل به جای این همه دیوار باش


عشق یعنی یک نگاه آشنا

دیــدن افتادگــان زیــر پــا


عشق یعنی تنگ بی ماهی شده

عشق یعنی، ماهی راهی شده


عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس

بردن آنها به بیرون از قفس


عشق یعنی جنگل دور از تبر

دوری سرسبزی از خوف و خطر


عشق یعنی از بدی ها اجتناب

بردن پروانه از لای کتاب


در میان این همه غوغا و شر

عشق یعنی کاهش رنج بشر


ای توانا، ناتوان عشق باش

پهلوانا، پهلوان عشق باش


عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر

واگذاری آب را بر تشنه تر


عشق یعنی ساقی کوثر شدن

بی پر و بی پیکر و بی سر شدن


نیمه شب سرمست از جام سروش

در به در انبان خرما روی دوش


عشق یعنی مشکلی آسان کنی

دردی از درمانده‌ای درمان کنی


عشق یعنی خویشتن را نان کنی

مهربانی را چنین ارزان کنی


عشق یعنی نان ده و از دین مپرس

در مقام بخشش از آیین مپرس


هرکسی او را خدایش جان دهد

آدمی باید که او را نان دهد


عشق یعنی عارف بی خرقه ای

عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای


عشق یعنی آنچنان در نیستی

تا که معشوقت نداند کیستی


عشق یعنی جسم روحانی شده

قلب خورشیدی نورانی شده


عشق یعنی ذهن زیباآفرین

آسمانی کردن روی زمین


هر که با عشق آشنا شد مست شد

وارد یک راه بی بن بست شد


هرکجا عشق آید و ساکن شود

هرچه ناممکن بود ممکن شود


در جهان هر کارخوب و ماندنی است

رد پای عشق در او دیدنی است


سالک آری عشق رمزی در دل است

شرح و وصف عشق کاری مشکل است


عشق یعنی شور هستی در کلام

عشق یعنی شعر، مستی؛ والسلام


سروده زنده یاد مجتبی كاشانی (سالك)

[ 93/01/28 ] [ 17:58 ] [ عیسی علوانی ]

 دخترک پنهان کن خویـــش را...

اینجا ایــــــران است...

در دانشگاه هزاران خواستگار داری اما،تنها خواستار یک شبند...

در خیابان هزار راننده شخصی داری،اما مقصد همه مکان خالیست و بس...

کمی که فکر کنی،لرزه بر تنت می نشیند...

دخترک اینجا چشم ها گرسنه تر از معده هاست...

سیراب شدن چشم ها،خیال باطلی باطل است...

از دید مردم اینجا،

اگر زشت باشی،هرزه ای

اگر زیبا باشی،فاحشه

اگر اجتماعی برخورد کنی،می گویند خراب است

اگر سرد باشی،می گویند قیمتش بالاست

دختــــــــــرکــــم:

اینجا زن بودن دل شیر میخواهد..

اینجا باید مرد باشی تا زن باشی..


مجموعه عکس های جدید عاشقانه از دختران تنها

[ 93/01/28 ] [ 17:53 ] [ عیسی علوانی ]

قرار باشد تنها باشی، تنها خواهی ماند…
بافتن آسمان و ریسمان هم فایده نمی کند…
تنهایی لازمه ی مراقبه با اوست…
لازمه ی به خود آمدن است…
چند وقتی ست معتاد گوشه شده ام،تنها،آرام
کاغذ و قلمی کفایتم می کند و تو…
کاش برایم می خواندی و من می نوشتم…
معنای آیاتت کمی وزن دارد…
می خوانی عزیزترینم؟بنویسم؟

[ 93/01/28 ] [ 10:12 ] [ عیسی علوانی ]

دردهایم را لایک کردندو گفتند زیبا بود
نمیدانستم مگر درد هم زیبا میشود؟
هی رفیق مجازی من...
نوشته هایم دست خودم نیست دلم مینویسد و من...
فقط نگاه می کنم...
به عبور روزهایم و دغدغه های فراموش شده ام...
شاید آرام تــر می شدم فقــط و فقـــط ...
اگر میفهمیدی...
حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نوشته نشده اند

[ 93/01/27 ] [ 13:42 ] [ عیسی علوانی ]
بــــرایم گــریه کن امشب که تنها امشبم بــا تـو

برایم گریه کن فــردا بجز از یادی نخواهد بود

جهان عشق خــواهد بود بنــــام لیلی و مجنون

و لیکن رهروان عشق را رهبر نخــواهد بــود

برویم بوسه زن امشب کـــه تنهــا امشبم با تـو

بجــــز از امشبم اینجا شبی دیگر نخـواهم بود

نمی خواهم بــر گورم لب مهـــر و وفا سایـی

و یا بی من نمی خواهـم که بی یار دگر مانـی
[ 93/01/26 ] [ 17:28 ] [ عیسی علوانی ]

  مرا راه گلو اي بغض غم وا مي كني يا نه ؟

برايم چاره اي جز گريه پيدا مي كني يانه؟

ببين سوز درونم از خطوط چهره ام پيداست

تو هم در چهره ام غم را تماشا مي كني يانه؟

دلم در هر طپش صد بار آواز  تو را خواند


نميدانم تو هم ياد دل ما ميكني يانه


فشردم بارها زنگ در ميخانه چشمت

كه آيا بين عشاقت مرا جا مي كني يا نه ؟

تو در قلب مني هر جا كه هستي هر كجا باشي

ندانم كنج اين ويرانه  ماوا مي كني يا نه ؟


گلي باغي بهاري گلشني چون عطر صحرايي

براي ديدن گل عزم صحرا مي كني يانه ؟

چنان امروز زيباتر ز ديروزي كه گيجم من

تو خود را اينچنين هر روز زيبا مي كني يا نه ؟

ميان عقل من با عشق تو دعواست روز و شب

تو هم مانند من با خويش دعوا مي كني يا نه
[ 93/01/26 ] [ 17:27 ] [ عیسی علوانی ]

گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه می کنیم

گاه یک نغمه آنقدر دست نیافتنی میشود که با آن زندگی می کنیم

گاه یک نگاه آنچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند

گاه یک عشق آنقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

[ 93/01/26 ] [ 17:25 ] [ عیسی علوانی ]

کاش آدم ها می دانستند که در هر دیدار
یک تکه از یکدیگر را با خود می برند
عده ای فقط غم هایشان را به ما می دهند!
و چقدر اندک هستند ،
آدم های سخاوتمندی که وقتی به خانه بر می گردی،
می بینی تکه های شادی هایشان را
در مشت های تو جا گذاشته اند
و من این سخاوتمندی را برایت آرزو میکنم
[ 93/01/26 ] [ 17:14 ] [ عیسی علوانی ]

من به شوق لمس سر انگشتان تو
عاشق تمام شکوفه های بهار شده ام
آیین جدیدی ست دوست داشتن تو
بهار را از دستان خدا ربوده ام !
[ 93/01/26 ] [ 17:11 ] [ عیسی علوانی ]

سرخ ابی نازنینم
با من
رفت و آمد نکن ،
"رفتن" فعل قشنگی نیست
با من
فقط راه بیا
[ 93/01/26 ] [ 17:9 ] [ عیسی علوانی ]

باور نكن تنهاییت را ، من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیكتر تو ، از تو به تو نزدیكتر من
باور نكن تنهاییت را ، تا یكدل و یكدرد داریم
تا در عبور از كوچه عشق بر دوش هم سر میگذاریم
[ 93/01/26 ] [ 17:7 ] [ عیسی علوانی ]

الهی به زیبایی بندگی
به آرامش بعد بخشندگی
رهایم مکن جز به بند غمت
اسیرم مکن جز به آزادگی
الهی به جانم قسم عاشقم
عاشق عشق و حس بندگی
الهی تو را من امید رسیدن مباد
الهی تو دریاب
این بنده ی شرمنده را
[ 93/01/26 ] [ 17:6 ] [ عیسی علوانی ]

مهم نیست که قفلها دست کیست
مهم اینست که کلیدها دست خداست
از ته دل دعا میکنم که در این روزهای اول سال
شاه کلید تمام قفلها رو ازخداوند عیدی بگیرید
[ 93/01/26 ] [ 17:4 ] [ عیسی علوانی ]

بعضی از آدم ها انقدر نگاهشان
چشم هایشان
دست هایشان
مهربان است که دلت میخواهد
یک بار در حقشان بدی کنی و نامهربانی!
وببینی نگاهشان، چشم هایشان ، دست هایشان
وقتی نامهربان میشود چگونه است
در نهایت حیرت، تو می بینی
مهربان تر میشوند
انگار بدیت را با خوبی
نامهربانی ات را با مهربانی
پاسخ می دهند
چقدر خوب است تو را دارم ،تو که جزو این آدمهایی…
[ 93/01/26 ] [ 17:3 ] [ عیسی علوانی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

رسم رفاقت اینه که با رفیق پیر شى نه اینکه وسط راه از رفیق سیر شى !
مهــــم نیســـت نوشته های درهم و برهم مـرا بخـوانی یـا نــــه
مــن بـرای دل خستــه ام می نـویسـم
میخـــواهی بخـــوان
میخـــواهـی نخـــوان
فـــقــــــط خـواهـش میکنـم
اگــــر خـوانـدی
عـاشقـانـه ام را تقــدیـم به " او " نکــن
مــن این ها را بـرای " تـــو " نوشته ام

* پروفایل فعال هر کی دوست داشت ببینه
موضوعات
امکانات وب
Online User

جاوا اسكريپت

به وبلاگ رفیق تنها خوش امدید