رفـــیـــق تـــــنـــها
Rafighe Tanha 
قالب وبلاگ
سلام به اون دوستان خوبم  اون کسانی  که بلد نیستند  وبلاگ بسازه

به من تماس بگیره

[ 93/05/05 ] [ 18:29 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
در کنار ساحل دریای غم

قایقی میسازم از دلواپسی

بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت

یک مسافر از دیار بی کسی

[ 93/05/05 ] [ 18:38 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
دنبال کسی نیستم. . .

که وقتی میگم میرم بگه نرو. . .

کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم. . .

بگه صبر کن منم باهات میام تنها نرو. . .

[ 93/05/05 ] [ 18:31 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ

ﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎن ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ

[ 93/05/05 ] [ 18:22 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
گفتند ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﭼﻴﺴﺖ
ﮔﻔﺘﻴﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻱ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﭼﻴﺴﺖ
ﮔﻔﺘﻴﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻭ ﺩﻳﻮﺍﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻴﺴﺖ
ﮔﻔﺘﻴﻢ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺯﻳﺴﺖ

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﮐﻴﺴﺖ
ﮔﻔﺘﻴﻢ ﺁﻧﮑﻪ ﻻﻳﻖ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﻱﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﮐﻴﺴت
ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ

[ 93/05/05 ] [ 18:16 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
مي گويند براي هر کس ميليون ها آدم وجود دارد
که مي توانند ، عاشق يکديگر باشند ...
اما نمي دانم چرا براي من فقط

تــــــــــــــــــو

معناي وجود را داشتي ؛

بقيه فقط هستند ...!

[ 93/05/05 ] [ 18:14 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
چه لذتی دارد شب روی تخت یک نفره مثل پیچک دور آغوش عشقت بپـیچی و صبح با بوسه های شیرین اش

تو را آبیاری کند ... یادمان بماند باران شور ریشه هایم را میخشکاند، پس گریه بی گریه !
بخند برای پیچکی که رهایت نمیکند ...

[ 93/05/05 ] [ 18:13 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
[ 93/05/04 ] [ 12:35 ] [ عیسی علوانی ] [ ]


به حق این شب های عزیز بیاین دعا کنیم همه مریض ها شفا پیدا کنن آمیـــــــــــــــــن
گاهی خسته می شود ...
خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی
خسته از انتظار بر روی تخت
خسته از تهوع های بی وقت
خسته از نگاه دیگران
خسته از جمله تکراری "خدا شفا بده
خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است
گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود
بدون آنکه معنیِ "تمام" برایش معلوم باشد
[ 93/04/26 ] [ 13:43 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

مدتهاست عاشق توام

در عشق رویایی تو میسوزم
فشارسنگین احساسم تمام قلبم را می فشارد دلم تنگ تنگ تنگ توست
ازچشمانم مدام وبی دلیل اشک سرازیراست
دستانم یخ زده اند
دلشوره دارم
منتظرم
گویی گمشده ای دارم که باید پیدایش کنم
بدون او آرام و قرارندارم
همه می گویند درمانی ندارم جزتو
عشق من
آمده ام تا مداوا کنی این درد بی درمان را
ای مرهم تمام دردهای من
[ 93/04/26 ] [ 13:38 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
 
 
[ 93/04/25 ] [ 12:12 ] [ عیسی علوانی ] [ ]


میدونی
عشق همونه که بدونی تو رو واسه خودت میخواد
نتونه یه ساعت ازت بی خبر باشه
بدونی تو بدترین شرایط هم باهاته و تنهات نمیذاره
عشق همونه که میگه:
یا راهی پیدا میکنیم...
یا راهی میسازیم...

همچین عشقایی رو براتون آرزو میکنم...
[ 93/04/25 ] [ 12:7 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

هرگز تمامت را برای کسی رو نکن

بگذار کمی دست نیافتنی باشی

آدمها تمامت که کنند، “رهـــــایت” می کنند .

[ 93/04/25 ] [ 11:59 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
سلام ابجی شیما کجایی خیلی حرف دارم که باید بهت بگم اما چطور بهت بگم.

[ 93/04/23 ] [ 12:49 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
به چشم هایت بگو نگاهم نکنند ،

بگو وقتی خیره ات می شوم ،

سرشان به کار خودشان باشد !!!

نه که فکر کنی خجالت میکشم ، نه !!!!

حواسم نیست ، دوباره عاشقت می شوم !!!

[ 93/04/23 ] [ 12:34 ] [ عیسی علوانی ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مهــــم نیســـت نوشته های درهم و برهم مـرا بخـوانی یـا نــــه
مــن بـرای دل خستــه ام می نـویسـم
میخـــواهی بخـــوان
میخـــواهـی نخـــوان
فـــقــــــط خـواهـش میکنـم
اگــــر خـوانـدی
عـاشقـانـه ام را تقــدیـم به " او " نکــن
مــن این ها را بـرای " تـــو " نوشته ام


** پروفایل فعال هر کی دوست داشت ببینه**
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب
Online User

جاوا اسكريپت

به وبلاگ رفیق تنها خوش امدید