X
تبلیغات
رفـــیـــق تـــــنـــها

رفـــیـــق تـــــنـــها

Rafighe Tanha

ای خدایه حکیم

ای خدایه حکیم

همه جفتن  دارند  ما تکیم

مگر ما تخم لک لکیم

یا گاز فندکیم

یا تخم اردکیم

[ 93/01/27 ] [ 19:34 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

ابجی شیما

ابجی شیما دلم واست تنگ شده کی بهم سر میزنی

[ 93/02/04 ] [ 22:30 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

کفاشیان : میلیاد دیگر پول نیست

کفاشیان : میلیارد دیگر پول نیست ؟

اره برای شما چیزی نیست. ولی برای ما این پول حل تمام مشکلات زندگی است

آقای کفاشیان : من اگر این پول داشتم میرفتم با اون درس میخوندم ولی ندارم مثل بقیه درس بخونم و به جای برسم مثل بقیه ...

[ 93/02/02 ] [ 9:20 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

تو زندگی

تو زندگی با هم دلان زیستی


من زندگی با بد دلان زیستم


تو خویش را به نظر خواستندی


من تورا به نظر خواستندم


گر آیی از افق همچو نور بی همتا


من تو را می پرستم همچو خدای یکتا

[ 93/02/01 ] [ 16:58 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

روز مادرمبارک باد

مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.

شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.

مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.

ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر.

تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است.

 مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم



[ 93/01/30 ] [ 20:54 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

دل های بزرگ و احساس های بلند

دل های بزرگ و احساس های بلند 

عشق های زیبا و پر شکوه می آفرینند 

که جان دادن در کنارش آرزوئی شور انگیز است

اما کدامین معشوق مخاطب راستین 

چنین معشوقی خواهد بود و او فقط خداوند است

 

 http://www.uplooder.net/

 

وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت

از لای انگشتانش آنقدر محو تماشای دنیا شدم که

فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...

http://www.uplooder.net/

 

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد 

چون در هر بهار برایت گل می فرستد 

و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند

به یاد داشته باش که پروردگار عالم با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد 

قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی گوش می کند

[ 93/01/30 ] [ 17:28 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

ببین داداش

ببین داداش
ببین اق پسر
کلی دوست دختر داری؟با نصفشون خوابیدی و داری نقشه میریزی
بقیشونم زمین بزنی؟
پیش دوستات مدام اسم چند تا دختر میاری و میگی اینارو جدید مخ زدم؟
سیگار کشیدن افتخار میدونی؟
هر جا بشه مشروب میخوری؟
از بازی کردن با احساس دخترا و وعده ازدواج دادن بهشون لذت میبری؟
افتخار میکنی جلو هر دختری ترمز میکنی بهت پا میده؟
دروغ و کلاه سر کسی گذاشتن از افتخاراتت؟
ببین اسم تو مرد نیست
ارزش سگ از تو بالاتره
حیف اسم انسان روی تو
عقده س.ک.س و تنوع طلبی عقل ازت گرفته

[ 93/01/29 ] [ 9:3 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

دخترک

 دخترک پنهان کن خویـــش را...

اینجا ایــــــران است...

در دانشگاه هزاران خواستگار داری اما،تنها خواستار یک شبند...

در خیابان هزار راننده شخصی داری،اما مقصد همه مکان خالیست و بس...

کمی که فکر کنی،لرزه بر تنت می نشیند...

دخترک اینجا چشم ها گرسنه تر از معده هاست...

سیراب شدن چشم ها،خیال باطلی باطل است...

از دید مردم اینجا،

اگر زشت باشی،هرزه ای

اگر زیبا باشی،فاحشه

اگر اجتماعی برخورد کنی،می گویند خراب است

اگر سرد باشی،می گویند قیمتش بالاست

دختــــــــــرکــــم:

اینجا زن بودن دل شیر میخواهد..

اینجا باید مرد باشی تا زن باشی..


مجموعه عکس های جدید عاشقانه از دختران تنها

[ 93/01/28 ] [ 17:53 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

قرار باشد تنها باشی

قرار باشد تنها باشی، تنها خواهی ماند…
بافتن آسمان و ریسمان هم فایده نمی کند…
تنهایی لازمه ی مراقبه با اوست…
لازمه ی به خود آمدن است…
چند وقتی ست معتاد گوشه شده ام،تنها،آرام
کاغذ و قلمی کفایتم می کند و تو…
کاش برایم می خواندی و من می نوشتم…
معنای آیاتت کمی وزن دارد…
می خوانی عزیزترینم؟بنویسم؟

[ 93/01/28 ] [ 10:12 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

دردهایم را لایک


دردهایم را لایک کردندو گفتند زیبا بود
نمیدانستم مگر درد هم زیبا میشود؟
هی رفیق مجازی من...
نوشته هایم دست خودم نیست دلم مینویسد و من...
فقط نگاه می کنم...
به عبور روزهایم و دغدغه های فراموش شده ام...
شاید آرام تــر می شدم فقــط و فقـــط ...
اگر میفهمیدی...
حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نوشته نشده اند

[ 93/01/27 ] [ 13:42 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

بــــرایم گــریه کن

بــــرایم گــریه کن امشب که تنها امشبم بــا تـو

برایم گریه کن فــردا بجز از یادی نخواهد بود

جهان عشق خــواهد بود بنــــام لیلی و مجنون

و لیکن رهروان عشق را رهبر نخــواهد بــود

برویم بوسه زن امشب کـــه تنهــا امشبم با تـو

بجــــز از امشبم اینجا شبی دیگر نخـواهم بود

نمی خواهم بــر گورم لب مهـــر و وفا سایـی

و یا بی من نمی خواهـم که بی یار دگر مانـی
[ 93/01/26 ] [ 17:28 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

گريه تنها چاره دلتنگي هايم

  مرا راه گلو اي بغض غم وا مي كني يا نه ؟

برايم چاره اي جز گريه پيدا مي كني يانه؟

ببين سوز درونم از خطوط چهره ام پيداست

تو هم در چهره ام غم را تماشا مي كني يانه؟

دلم در هر طپش صد بار آواز  تو را خواند


نميدانم تو هم ياد دل ما ميكني يانه


فشردم بارها زنگ در ميخانه چشمت

كه آيا بين عشاقت مرا جا مي كني يا نه ؟

تو در قلب مني هر جا كه هستي هر كجا باشي

ندانم كنج اين ويرانه  ماوا مي كني يا نه ؟


گلي باغي بهاري گلشني چون عطر صحرايي

براي ديدن گل عزم صحرا مي كني يانه ؟

چنان امروز زيباتر ز ديروزي كه گيجم من

تو خود را اينچنين هر روز زيبا مي كني يا نه ؟

ميان عقل من با عشق تو دعواست روز و شب

تو هم مانند من با خويش دعوا مي كني يا نه
[ 93/01/26 ] [ 17:27 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

گاه یک لبخند

گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه می کنیم

گاه یک نغمه آنقدر دست نیافتنی میشود که با آن زندگی می کنیم

گاه یک نگاه آنچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند

گاه یک عشق آنقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

[ 93/01/26 ] [ 17:25 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

کاش آدم ها می دانستند

کاش آدم ها می دانستند که در هر دیدار
یک تکه از یکدیگر را با خود می برند
عده ای فقط غم هایشان را به ما می دهند!
و چقدر اندک هستند ،
آدم های سخاوتمندی که وقتی به خانه بر می گردی،
می بینی تکه های شادی هایشان را
در مشت های تو جا گذاشته اند
و من این سخاوتمندی را برایت آرزو میکنم
[ 93/01/26 ] [ 17:14 ] [ عیسی علوانی ] [ ]

من به شوق لمس

من به شوق لمس سر انگشتان تو
عاشق تمام شکوفه های بهار شده ام
آیین جدیدی ست دوست داشتن تو
بهار را از دستان خدا ربوده ام !
[ 93/01/26 ] [ 17:11 ] [ عیسی علوانی ] [ ]