رفـــیـــق تـــــنـــها
Rafighe Tanha 
قالب وبلاگ

سال نو برشما هم وبلاگهای عزیزم تبریک میگوییم انشالله سالی خوبی داشته باشید

 

بخصوص داداش اسماعیل ، محسن وابجی های نیلوفر، شیما ، انا  هرچند خبری ازشون ندارم

دلم همواسون تنگ شده هرجا باشن خوش خرم باشن عیدتون مبارک باشه

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 11:7 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]

دوری از من اما چه نزدیك دلهایمان

تو و من

دوریم اما دستانت در دستان من است

از فرسنگهای دور در آغوشت می كشم

و بوسه بر لبانت می زنم

دوریم اما دلهایمان نزدیك است

با عشق

چشمان فریباینت آشكار می سازد برایم صداقت ترا

حس زیبایی است در من وقتی

خنده های شیرین ات از دور به گوش می رسد

شیطنتی كه در ‌آن نهفته است

مرا می كشاند به شیطنهای آبی

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 18:11 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 18:8 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]

www.keyvan-67.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست.ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم.ای مهربان پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید.تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم.

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 18:4 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]
اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟

روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟

اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟

ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟ 

اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟

بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه

اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟

چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟

اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟

بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد!

اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟

توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟

اجازه هست....؟؟

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 18:2 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]

عشقولانه در طبیعت

 

آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم


آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی

بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است

آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت

بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت

خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو

دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو

محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت

چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من

قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است

آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم

و هر زمان خوابش را

میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....

در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام

تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود

گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت

عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ،

عشق است که من و تو را

نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه

خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 17:58 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]
آمده ام که سر نهم عشق تورا به  سر  برم 

                                   ور تو بگویی ام نی نی شکنم شکر برم

آمده ام چو عقل و جان وز همه دیده ها نهان

                                   تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم    

آمده ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم

                                     آمده ام که زر برم زر نبرم خبر برم

گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن

                                     گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

                                     اوست گرفته شهر دامن به کجا سفر برم

آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف می خورد

                                      پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم

در هوس خیال او , همچو خیال گشته ام

                                      وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

این غزلم جواب آن باده که داشتی ز پیش

                                      گفت بخور نمی خوری پیش کس دگر برم

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 17:36 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]

زندگی معجون درد آوری است از لبخند های زود گذر
انبوه غم و اندوه و سیلاب اشک
زندگی باغ گلی است که از آن باید چید
عشق را... عاطفه را...
و به گلدان دل خویش نهاد
زندگی بودن نیست، زندگی زیستن است 
زندگی جنبش و جاری شدن است
از سر آغاز تا به جایی که خدا می داند

زندگی رویا نیست زندگی زیبایی است
می توان بر درخت تهی از بار زد پیوندی
می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت
می توان از میان فاصله ها رو برداشت
دل من با دل تو 
هر دو بیزار از این فاصله هاست

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 17:30 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]

 

کاش می شد بار دیگر سرنوشت از سر نوشت

کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت

کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست

با محبت , با وفا , با مهربانیها نوشت

کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان

داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت

کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود

 کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت

[ ۹۳/۱۲/۲۲ ] [ 17:28 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]

گاهی دلم می خواهد

وحشــیانه غرورت را

پاره کنم!

قلب ترا

در مشتم بگیرم

و بفـشارم

تا حال مرا لحظه ایی بفهمی..

[ ۹۳/۱۲/۲۱ ] [ 11:3 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]
دوست بهترین اهنگ ونت در قلب ماست

بهترین همراه ما در لحظه ی بی انتهاست

دوست را باید همیشه در دلت یادی کنی

دوست شاید همنوازت تا ابد در سالهاست

غربتی گر پیش رویت بود باز هم فریاد کن

دوست اری تا همیشه فاتح جغرافیاست

گر دلت روزی گرفت از بابت عصر سیاه

یاد اور موج در ساحل که باشد بی ریاست

دوست را باید زمان دوستی ها یاد کرد

گر نباشی یاد او.. او باز هم بی ادعاست

یادتان باشد محبت عشق هم را دوستی

هر کدامش هزاران هدیه از سوی خداست...

[ ۹۳/۱۲/۱۶ ] [ 23:53 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]
چند وقتی است که من بی خبر از حال توام
مثل یک سایه ی مشکوک به دنبال توام!
خوب من! بد به دلت راه مده چیزی نیست


من همان نیمه ی اشفته ی هر سال توام!
تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت
می توان گفت که من چلچله ی لال توام!


سالها گوش به فرمان نگاهت بودم
چند روزیست که بازیچه ی امیال توام
گله ای نیست که برداری و دورم ریزی


من همان میوه ی پوسیده ی اقبال توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پرو بال توام!


زندگی
زیرسر توست اگر لج نکنی
بازم هم مال خودت باش خودم مال توام!!

[ ۹۳/۱۲/۱۶ ] [ 23:48 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]

من با همه‌ی درد جهان ساختم اما 
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم 
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر 
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم 

من خسته تن از این همه تاوان جدایی 
ای بی‌خبر از حال من امروز کجایی 
من صبر نکردم که به این روز بیفتم 
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی 
ای دوست کجایی؟ 

انقدر که راحت به خودم سخت گرفتم 
از عشق شده باور من درد کشیدن 
گیرم همه آینده‌ی من پاک شد از تو 
با خاطره‌های تو چه باید بکنم من 

من خسته‌ام از این همه تاوان جدایی 
ای بی‌خبر از حال من امروز کجایی 
من صبر نکردم که به این روز بیفتم 
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی 
ای دوست کجایی؟ 

 

احسان خواجه امیری جدایی خاطره درد دوری عشق
[ ۹۳/۱۲/۱۶ ] [ 23:29 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]

من نباشم کي تو رؤيا ، موهاتو ناز مي کنه ؟         

کي با بالاي شكسته با تو پرواز مي کنه ؟          

راس بگو من که نباشم اخماي پيشونيتو            

کي مياد دونه دونه با حوصله باز مي کنه ؟          

من نباشم کي مي شينه تا سحر بالاي سرت ؟        
 
کي مياد برداره اشكو از رو چشماي ترت ؟

 

http://bahram1390.persiangig.com/image/1321375014-671.gif

 

 

 

[ ۹۳/۱۲/۱۶ ] [ 23:19 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خدا حافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعرشبانه


خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
نمی مانی ای مانده بی منتوتنهاتو را می سپارم به دلهای خسته


تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تورا می سپارم به رویای فردا


به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تورا تا نمیرداگر چشمه واژه از غم نخشکید
اگر روزگار این صدا را نگیرد 

 

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبزرفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

[ ۹۳/۱۲/۱۶ ] [ 22:37 ] [ عـــیــــســی عـــلــــوانــــی ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مهــــم نیســـت نوشته های درهم و برهم مـرا بخـوانی یـا نــــه
مــن بـرای دل خستــه ام می نـویسـم
میخـــواهی بخـــوان
میخـــواهـی نخـــوان
فـــقــــــط خـواهـش میکنـم
اگــــر خـوانـدی
عـاشقـانـه ام را تقــدیـم به " او " نکــن
مــن این ها را بـرای " تـــو " نوشته ام
موضوعات وب
امکانات وب
Online User

جاوا اسكريپت

به وبلاگ رفیق تنها خوش امدید

کد سیاه و سفید کردن تصاویر